سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
باز هم اشک به دادم رسید . . . ! - دانلود و نقد کتاب

































دانلود و نقد کتاب



 


باز هم اشک به دادم رسید . . . !


وقتی تنهای تنها . . . 


نالان از این تنهایی . . . 


سرخورده و غمگین ،


زیر باران قدم می زدم . . . 


اشک به دادم رسید . . . !


وقتی بی معرفتی هایت ، چون پتک بر سرم کوبیده شد ،


اشک به دادم رسید . . . ! نوازشم کرد،کمکم کرد دردش را حس نکنم !


وقتی چشمهایت را به روی عشقم بستی و انکارش کردی و گفتی:


"حتی احساست هم دروغ می گوید !"


من هم چشمهایم را بستم تا به اشکهایم اجازه بارش دهم،


خواستم مثل همیشه آرامم کند . . . ،


وقتی بر گور آرزوهایم می نگریستم ،


اشک بود که به دادم رسید . . . 


نه . . . 


تنها نبودمــــــ . . . من بودم و اشک . . . 


داشتیم به زیر گور رفتن آرزو ها را نگاه می کردیم . . .


سخت است وداع و جدا شدن از کسانی که به انها خو گرفته ایم . . . !


وقتی زیر آوار غصه جان می دادم ،


باز هم اشک به دادم رسید . . . !


تو نبودی . . .


تو در هیچ ثانیه ای از تنهایی هایم حضور نداشتی . . .


برنگــــــــــــــــــــرد . . .


من و اشک مدتهاست به هم عادت کرده ایم . . .


برنگـــــــــــــــــرد . . .


دیگر جای یار باوفایم اشک را با تو عوض نمی کنم . . . ! 


 


"سارا زیبایی"


نوشته شده در پنج شنبه 20/11/90ساعت 11:5 صبح توسط سارا نظر تو چیه؟ ( ) |


Design By : Pichak